السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

237

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

و آنچه در « ديمه » ( يا برقه يا دعه ) دارم همراه بردگانش وقف كردم الّا اين‌كه با زريق نيز مانند ديگر بردگان ، قرار داد مكاتبه مىبندم . و آنچه كه در « اذينه » دارم همراه با بردگانش وقف كردم و « فقيرين » همان‌گونه كه مىدانيد وقف در راه خداست . و اين اموالى را كه نوشتم ، همه صدقه واجب و غيرقابل برگشت است . خواه من زنده باشم يا نباشم و در هر راهى كه خشنودى خداوند در آن است ، هزينه مىشود ، در راه خدا و خشنودى وى و خويشاوندان از فرزندان هاشم و مطلّب و دور و نزديك . عهده‌دار اين كار ، حسن بن على است . از آن به مقدار پسنديده مصرف مىكند و در هر راهى كه خدا مىخواهد در حلال و حلال‌شده هزينه مىكند و باكى بر وى نيست ( و اگر بخواهد اموال يكى از موقوفات را به جاى ديگرى بپردازد ، بدون آن‌كه ايرادى بر او باشد ، اين كار را مىكند ) . و اگر بخواهد بخشى از مال را براى پرداخت بدهى بفروشد در صورت تمايل اين كار را انجام مىدهد و باكى بر او نيست . و اگر بخواهد ، آن را از املاك نفيس خود قرار مىدهد . و فرزندان على عليهم السلام و مواليان و اموال آنان در اختيار حسن هستند . و اگر خانه حسن ، خانه ملكى است ؛ از اين رو تصميم به فروش خانه وقفى بگيرد و در صورت تمايل آن را بفروشد و باكى بر او نيست و اگر فروخت ، بهاى آن را به سه بخش تقسيم مىكند : ثلث در راه خدا و ثلث در فرزندان هاشم و مطلّب و ثلث را در ميان آل ابوطالب قرار مىدهد و او هرگونه كه خدا مىخواهد تقسيم مىكند . و اگر حسن وفات كرد ، حسين زنده است ، كارها به دست اوست و حسين به همان گونه عمل مىكند كه به حسن دستور دادم . براى اوست مثل آنچه براى حسن نوشتم و بر عهدهء اوست مثل آنچه بر عهدهء حسن بود و فرزندان فاطمه عليها السلام به اندازه ديگر فرزندان على عليه السلام بهره دارند و من تنها براى طلب خشنودى خداوند و به پاس احترام پيامبر صلى الله عليه و آله و بزرگداشت دو فرزند فاطمه عليها السلام و شرافت دادن به آنان و جلب رضايت‌شان اين اختيارات را براى آنان قرار دادم .